الشيخ وحيد الخراساني

139

توضيح المسائل ( فارسي )

مگر آن كه برايش وصيي قرار دادم ، وهمانا من فضيلت دادم تو را بر أنبيا ، وفضليت دادم وصى تو را بر أوصيا ، وگرامى داشتم تو را به دو شبلت ودو سبطت ، حسن وحسين ، پس حسن را بعد از تمام شدن مدت پدرش معدن علم خود قرار دادم ، وحسين را خزانه دار وحى خود قرار دادم ، وأو را اكرام كردم به شهادت وختم كردم براي أو به سعادت ، پس أو أفضل از هر شهيدى است ، ودرجهء أو از تمام شهدا بالاتر است ، كلمهء تامهء خود را با أو ، وحجت بالغهء خودم را نزد أو قرار دادم ، به وسيلهء عترت أو ثواب مى دهم وعقاب مى كنم ، أول آنان على است ، سيد العابدين وزينت اولياى گذشتهء من ، وپسر أو شبيه جد محمود أو ، محمد است كه باقر - شكافنده - علم من ، ومعدن حكمت من است ، به زودى هلاك مى شوند كساني كه در جعفر شك وريب كنند ، كسى كه بر أو رد كند ، مثل كسى است كه بر من رد كرده است ، حق است قول از من كه هر آينه مقام جعفر را گرامى مى دارم ، وأو را در پيروان وياوران ودوستانش مسرور مى گردانم ، بعد از أو موسى است ، كه در زمان أو فتنهء كور تاريك فراگير شود ، براي اين كه رشتهء فرض من منقطع نمى شود ، وحجت من مخفى نمى گردد ، همانا اولياى من با جام سرشار سيراب مى شوند ، كسى كه يكى از آنان را انكار كند نعمت من را انكار كرده است ، وكسى كه آية اى از كتاب من تغيير دهد بر من افترا بسته است ، وهنگامى كه منقضى شده مدت موسى بنده ء من وحبيب من ، ومختار من ، واي بر افترا بندان وانكار كنندگان در على ، ولى من ، وياور من ، وكسى كه بارهاى سنگين نبوت را بر دوش أو مى گذارم ، وأو را به شدت وقوت در انجام آنها امتحان مى كنم ، أو را عفريت مستكبرى مى كشد ، ودر شهري كه آن را بنده ء صالح بنا كرده ، پهلوى بدترين خلق من دفن مى شود ، حق است قول از من ، أو را مسرور مى كنم به محمد پسر أو ، وخليفهء أو بعد از أو ، ووارث علم أو ، پس أو معدن علم من ، وموضع سر من وحجت من بر خلق من است ، ايمان نمى آورد بنده اى به أو مگر آن كه بهشت را جايگاه أو قرار مى دهم ، وشفاعتش را نسبت به هفتاد تن از أهل بيتش كه همهء آنان سزاوار آتش باشند مى پذيرم ، وختم مى كنم به سعادت براي پسرش على ، ولى من وياور من ، وشاهد در خلق من ، وامين من